تبلیغات
کلبه ی چوبی من - صدای قلم
کلبه ی چوبی من
شنبه 26 اسفند 1391 :: نویسنده : سما
سلام
فکر میکردم چطور میشود یک شب با تو بودن را سپری کرد
چطور میشود تو باشی و من از کلماتی قلمبه و سلمبه و عصا قورت داده استفاده کنم
چطور میشود معنای ساده پر از ...آگاهی دوستت دارم را رها کنم و به واژه های نفهمیدنی پناه ببرم
من چه دلشوره ای دارم برای محبت کردن به تو
باور کن همه لغات بشری را به همه زبان ها برایت تمرین کرده ام
نمیدانم ساده یا پر زرق و برق
ولی چیزی که نشد تمرین کنم آن دسته از لغاتی است که در نگاهم برای تو پنهان خواهم کرد بود
نمیدانم چرا هرچه در آینه نگاه کردم آنها را در چشم خودم ندیدم
من به قدر کافی عاشق نشده ام یا این حرف ها را فقط تو میفهمی؟




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : سما
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :