تبلیغات
کلبه ی چوبی من - گریه
کلبه ی چوبی من
جمعه 18 بهمن 1392 :: نویسنده : سما

یادته یه روزی بهم گفتی:هر وقت خواستی گریه کنی 

 برو زیرِ بارون که نکنه نامردی اشک هاتو ببینه و بهت بخنده 

 گفتم: اگه بارون نیومد چی؟؟؟  

گفتی: اگه چشم های قشنگ تو بباره آسمون گریه ش میگیره  

 گفتم: یه خواهش دارم ؛ وقتی آسمونِ چشام خواست بباره 

 تنهام نزار 

گفتی: باشه... حالا امروز من دارم گریه میکنم 

 اما آسمون نمی باره 

و تو هم اون دور دورا ایستادی 

 و داری بهم می خندی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : سما
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :